تبليغاتX
هذیان کلاغ سیاه
.

.

همه رو به گا   دادم

.

.

گوه

+ نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 8:36 بعد از ظهر توسط کلاغ |

.

.

.

.

.

.

.

.

.

مینا هیچی نیس

تموم شد

ته کشیدم همین

مرا دیگر هوای اوازم نیست

مرا دیگر

هیس!

+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 11:4 بعد از ظهر توسط کلاغ |

Chariots of the Gods Art Print by Asha Menghrajani
+ نوشته شده در پنجشنبه 8 فروردین1387ساعت 4:18 بعد از ظهر توسط کلاغ |

تمام گوساله های دهات را لبخند می زنم

-الو اقا ببخشید تا کندلوس چقدر دریا راه هست؟

ارام ارام قدم میزنم

به پیری سلام میکنم و بلند بلند میخندم

گام برمیدارم

کودکانه بند کفش هایم را میبندم و تمام درختان را یادگاری میکنم

خانه ی دوست را پیدا میکنم و به سهراب چشمک میزنم

به اسمان که نگاه کنی دیگر شب شده ستاره ها صف کشیده اند تا بدرقه ات کنند

باید برویم!

جایی که ادم ها احاطه ات کرده اند.

+ نوشته شده در پنجشنبه 8 فروردین1387ساعت 3:44 بعد از ظهر توسط کلاغ |