تبليغاتX
هذیان کلاغ سیاه
 

کلاغ ها را دلتنگ میشوم که چه؟؟

عصر بیف استراگانوف است و مجالی نیست

ما که بیهوش شدیم از این همه بذله گویی های بامزه تان

مست شدیم!

وشعاع افتاب را چشم بستیم که نکند روزنامه ها از ما چیزی گویند

وسرمان خارش بگیرد وشاخ در بیاوریم که هی... دنبال شامپوی بانو برای موهای حساسمان هی در به در شویم

اصلا دربه در شدن خیلی خوب است

ما کیفور میشویم از این همه درهای بی در.نوشابه های بی در را نگو که اسکلمان میکند وقتی نوش میکنیم و از بی گازیش دچار پیچیدگی گوزیسم میشویم

عکس یادگاری میگیریم به بهای قبت در کتب تاریخ

عجیب فلسفه ایست!

سوتین های جادویی!!

گوه بالا می اوریم از این همه امکانات

انگاه به سجده در افتادن و جلال و اکبر و اصغر و اکرم و همهی اهالی شهر راصدا کردن که هی جلالتو شکر!

شب ساعت 12 وقتی می فهمیم به هیچ دردی نمیخوریم بغض میکنیم و دلمان کمی پفک چی توز میخواهد

خودت را نگو!!

تو انقدر مهارت پیدا کردی که همه تف هایت سربالاند

و به جای پفک چی توز من

.هیس باش ..از خودتم هیرو بازی درنیارررررررررررررر....

 

 

هنوز قاطی ادم ها نشدم انقدر بزرگ نشدم که دیگر اسمان را نبینم صدای قار و قور شکمم را فراموش کنم

هنور ادم نشدم

نام دیگری باید داشته باشم به یقین

نام دیگر مثل ارابه کندو پازل شعر خدا کبود یا ...نمیدانم

هنوز انقدر بزرگ نشدم که اسم ها را از یکدیگر تشخیص دهم

تابلو های بزرگ رنگی را نگاه کردن باید ! عاشق شدن باید!

نمی دانم لذت بردن همان زاییدن بچه مورچه ایست که بار دارد و قاه قاه میخندد یا چه؟؟

خسته ام . گرسنه ام.باید دوش بگیرم و همه کارهایم را انجام دهم به دوستانم خوش امد بگویم وگربه ی همسایه را کیشت کنم

به بچه ی دو ماهه مزخرفات سکسی sendکنم

همه چی همه چی! تخم مرغ نیمرو کنم وجوجه هایش را دفن کنم

بنویسم بنویسم

از همه چی! هدف را برای چند ثانیه گور کن!

ادم نشدم ولی دست هایم انقدر رشد میکنند که که هرازگاهی هرسشان میکنم

بلند بلند میخندم

ادم نشدم

اما هنوز باکره ام

بیا هم بسترم شو!

لبان سردم مال تو

دستهایت مال من

ادم نشدم

اما گونه هایم گل انداخته و هرروز بزرگتر میشوم دخترانگی ام را ریسه میروم

نخ های رنگی را می بافم شال گردن بلندی میشود از عشق هایم

به گردن مردی خواهم انداخت که هنوز ادم نشده.

+ نوشته شده در جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 11:43 بعد از ظهر توسط کلاغ |