تبليغاتX
هذیان کلاغ سیاه - ....

و آیا سهم من از این اندک جا نگاه های سرد این عمودی های خنده دار است؟

گیج می روم...توی خودم گیج می روم...و گم می شوم جایی میان گیج خوردن های روزانه...میان پک های سیگار...میان گلایه های نمور این خردک دل...

 

.

.

.

طعم انار های تلخ هم اگر بدهد

تنهایی ام را زندگی می کنم

در خاکستر قاب این شهر...

بی آواز...

بی ترانه...

بی عشق...

بی هیچ لبخندی....

.

.

.

.

شیوا...یادم باشد تمامی خط خطی هایم را بیاورم...این سیم های تلفن بدجور ما را ریسه می روند....

 

 

مینا

+ نوشته شده در یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 8:46 بعد از ظهر توسط کلاغ |