تمام گوساله های دهات را لبخند می زنم
-
الو اقا ببخشید تا کندلوس چقدر دریا راه هست؟ارام ارام قدم میزنم
به پیری سلام میکنم و بلند بلند میخندم
گام برمیدارم
کودکانه بند کفش هایم را میبندم و تمام درختان را یادگاری میکنم
خانه ی دوست را پیدا میکنم و به سهراب چشمک میزنم
به اسمان که نگاه کنی دیگر شب شده ستاره ها صف کشیده اند تا بدرقه ات کنند
باید برویم!
جایی که ادم ها احاطه ات کرده اند.